سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
205
تاريخ ايران ( فارسى )
بجانب ممفيس رفت و آن پايتخت هم بعد از چندى مقاومت تسليم شده و تسخير مصر كامل گرديد . اين جنگ در سال 525 قبل از ميلاد « 1 » واقع و باعث محو و انهدام سومين دولت معظم دنياى قديم گرديد و آن دولت درواقع از حيث قوهء حربى از دول واقعهء در درهء دجله ضعيفتر بود ليكن غالبا اهميت آن بسيار بوده و علت اهميتش هم تا يك اندازه بعد مسافت و صعب الوصول بودن آن بود . كمبوجيه چون مصر را بر مستملكات خود افزود مالك كشورى شد كه از جميع دولتهاى ماقبل آن وسيعتر بوده از رود نيل تا سيحون و از درياى سياه تا خليج فارس انبساط داشت و كشورهائى را شامل بود از قبيل ليديه از يكطرف و باختر از طرف ديگر كه لشكر آشوريان هيچوقت بحدود آن نزديك نشده بودند . انتحار كمبوجيه سال 521 قبل از ميلاد كمبوجيه در طفوليت مصروع بود و چهار سال بعد از فتح مصر عدم پيشرفت او در لشكركشى به نوبه و آمون باز عقل او را مختل نمود . در سال 521 قبل از ميلاد از مصر بيرون آمد و در حالى كه از سوريه عبور ميكرد خبر به او رسيد كه يكنفر از مجوسان پيشواى انقلاب شده شورش برپا كرده است و او كمال شباهت را به بردياى مقتول داشت و مادران و خواهران برديا و همچنين عامهء مردم از قتل او بى خبر بودند . پس كمبوجيه به قصد جلوگيرى از فتنه و فساد پيشآمد ، اما گويا در بين راه خبر روگردان شدن اتباع خود را شنيده در عالم يأس و افسردگى خويش را بقتل رسانيد . به اين واسطه سلسلهء اولاد ذكور كوروش منقطع گرديد . منقول است كه كمبوجيه در وقت سوار شدن بر اسب ران خود را مجروح نمود ليكن در كتيبهء بيستون كيفيت وفات او را بالصراحه معلوم داشته و از روى اطمينان ميتوان قول او را قبول نمود .
--> ( 1 ) - راجع به اين تاريخ رجوع شود بكتاب « The Passing of the Empires » صفحهء 661 ، حاشيهء 4 . « مؤلف »